* امسال بیشترین آرزویی که موقع فرستادن کارت تبریک برای بقیه کردم، این بود که بهارشون گرم و رنگارنگ باشه!!! بس که ما امسال برف و بارون یخی و سرما داشتیم (و همچنان داریم!!!) و بهار خانم برامون ناز کرد و رخ ننمود که ننمود!
** سال اول برای عید از یه هفته قبل رفتم ماهی قرمز خریدم و بیچاره بعد از دو روز شوت شد به دیار باقی! البته بماند که بین فاصله ی مغازه تا ماشین هم تو کیسه ی پلاستیکی بدبخت بینوا یخ زد و فریز شد!! پارسال هم همین اتفاق افتاد و دوباره ماهیای فلک زده زودتر از موعد مردن! به خاطر همینم امسال گفتم یه روز قبل از سال تحویل می رم می خرم که حداقل چند روز بیشتر زنده بمونن. حالا از دیروز هر فروشگاه ایرانیی رفتم تموم کرده بودن! می بینین توروخدا؟ حالا من موندم و یه هفت سین بدون ماهی قرمز! اصلا هم این حرفا حالیم نمی شه که ماهی قرمز جزو هفت سین ایرانیا نیست و از فرهنگ چینی وارد شده و باعث مریضی و شاقلوس می شه و اله و بله!!! من ماهی می خوام! کاشکی می شد ماهی رو هم مثل سبزه خودمون تخمشو بکاریم و سبز شه ها!!!
(پس نوشت: خدا بیامرزه پدر وال مارتو!!! رفتم بالاخره یه گلد فیش توپولی خوشگل گرفتم!!)
*** می گم این حالت خوبیه یا بد که هرچی فکر می کنم هیچ دعای خاصی ندارم که سر سفره ی هفت سین و موقع سال تحویل بکنم؟! یعنی به جز سلامتی، بقیه ی چیزارو می دونم اتوماتیک و با پیروی از برنامه هام بهشون می رسم! می دونم اگر به درستی عمل کنم، رسیدن به آرزوها و رویاهام اصلا سخت نیست. ازینم که هی بشینم با خودم قرار مدار بذارم و خط و نشون بکشم و بگم تو سال جدید فلان می کنم و بیسار می شم و بهمان کارو انجام می دم اصلا خوشم نمیاد!! پس انگار می مونه همون آروزی سلامتی و خوشبختی برای همه...