تبليغاتX
شکست غم روزگاران خوش است... - پیشواز بهارانه
نوروز، این رشته ی پرتوانِ یکپارچگی ایرانیان، و این آیین باستانی را به شما و بستگان شادباش گفته، سالی پر از شادی و شادکامی برایتان آرزو می کنیم....

امروز با این کارت تبریکی که از طرف دکتر دندون پزشکی که چند هفته قبل پیشش رفته بودم رسید به دستم، بوی عید و حال و هوای بهاری تو خونه ی ماهم شدیدا جاری شد و بنده بسی ذوق نمودم و احساسات عیدانه ام زودتر از اونچه که انتظارشو داشتم شکوفا شد!
هرچند هوا هنوز سرده و حتی برای فردا یه عالمه بارش برف پیشبینی کردن، هرچند درختا لخته و هیچ جا سبز نیست،  هرچند از پشت بوم هیچ خونه ای فرش شسته آویزون نیست و از پنجره ی هر خونه ای بوی وایتکس و مواد شوینده ی درو دیوار بیرون نمی زنه، هرچند خیابونا شلوغ نیست و ترافیک دم عید غوغا نمی کنه ولی بازم من حس بهار و عید دارم...خیلی خیلی منتظرشم... سال نو رو می گم! مطمئنم پره برام از بهترین لحظه ها و روزها...مطمئنم و مشتاق فرا رسیدنش...
 بی صبرانه منتظر تحویل گرفتنتم سال ۱۳۸۷ عزیزم...

* روم سیاه، عطر و گلاب به سر و روتون، امشب داشتم کارتون می دیدم! اونم کارتون بیوتی اند د بیست(دیو و دلبر خودمون)! مال زمان ۵-۶ سالگی منه!!! نمی دونم چرا هرچی بیشتر می گذره بیشتر از دیدن کارتونای بچگی خصوصا محصولات والت دیزنی لذت می برم... ولی واقعا مفاهیمی که توشه بی نهایت تاثیر گذاره ها. تاحالا دقت کردین؟ ازون مدلاس که حس می کنی دلتو دارن با پر قو ناز می کنن!! بعد از این همه سال با دوباره دیدنش تازه کلی چیز توش کشف کردم! همینکه پرنس زیبا و قدرتمند در عین داشتن همه چی فقط و فقط به خاطر نداشتن عشق تو دلش تبدیل به یه غول زمخت و نخراشیده می شه و تنها شرط برگشتنش به حالت عادی عاشق شدنشه و فهمیدن اینکه چه جوری یه نفرو دوست داشته باشه، واقعا به نظر من جزو بهترین مفاهیم زندگیه. چقدر همچین مفهومی اگر از طرف یه بچه ی کوچیک که داره کارتونو می بینه درک بشه، براش تو آینده اش سرنوشت سازه... فکر کنم باید دیدن دوباره ی سیندرلا و سفید برفی و پوکوهانتس و زیبای خفته رو هم تو برنامه ی کارم قرار بدم بلکه تو آینده ام یه فرجی شد!!! نه که خیلی سرم خلوته و هیچ گونه درس و کار و زندگی ندارم، اینه که فقط همین کارتون دیدنم مونده! خدا منو نجات بده از دست خودم...!

+ نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386;ساعت 21:43; توسط یارا; |